سلیقه طنز ما ایرانی ها در سال های پس از انقلاب خیلی متحول شده. حالا شاید باورش سخت باشد که زمانی یک هفته تمام منتظر می نشستیم تا ماجراهای کارمند کوچولو را از برنامه صبح جمعه با شما بشنویم. سالها گذشت تا اینکه مهران مدیری و دوستانش مزه شیرین طنزی متفاوت را به ما چشاندند. در کمال ناباوری تکرار تکیه کلام های شخصیت های محبوب شان را در خودمان و دیگران دیدیم؛ تو گویی که با هر سریال طنزشان روح  شخصیت جدیدی در کالبد ما حلول میکرد و جای فرد قبلی را میگرفت.

مهران مدیری در کنار تولید برنامه های طنزی که جنبه انتقادی چندانی نداشتند شخصیت های زیادی را نیز با طنز هنرمندانه اش نقد کرد، ولی محدودیت های داخل کشور هیچگاه اجازه عبور از خطوط قرمز را به این نابغه طنز ایران نداد. سالها گذشت و همچنان جای یک برنامه طنز اجتماعی-سیاسی  که هم خطوط قرمز را درنوردد و هم به دام لودگی نیفتد خالی بود، تا اینکه نوبت به کامبیز حسینی و سامان اربابی رسید.

برخی معتقدند که برنامه پارازیت تقلیدی از برخی شوهای تلویزیونی آمریکاییست. این نکته حتی اگر حقیقت هم داشته باشد نه تنها هیچ ایرادی ندارد بلکه باید به تهیه کنندگان این برنامه بخاطر استفاده موفقیت آمیز از قالب های طنز غربی برای ارائه سوژه های اجتماعی-سیاسی ایران تبریک گفت.

برنامه پارازیت چند خصوصیت منحصر بفرد دارد که در موفقیت آن سهم دارند. یکی ادیت هنرمندانه—و البته پرزحمت و وقت گیر—آن است. دیگری تبحر کامبیز حسینی در انتقال کامل حسِ طنزِ شوخی هایِ برنامه است. توانایی او در استفاده درست از اعضای چهره و بدن برای تلقین طنز مورد نظر به واقع کم نظیر است. نکته دیگر نوع شوخی های برنامه است که در برخی موارد حقیقتاً متبحرانه نوشته شده اند. حتی شوخی های تلخی که با سخنان برخی شخصیت ها میشود نیز گاهی بهترین عکس العمل ممکن به نظر میرسند. نکته دیگر شخصیت جالب سامان اربابیست. من شخصیتی شبیه به سامان را در هیچکدام از برنامه های تلویزیونی فارسی بخاطر ندارم. با تمام گشایشی که در افکار و نگرش جامعه ایرانی بوجود آمده و آستانه تحمل را در فرهنگ ما بالا برده هنوز هم حتی بسیاری از آزاداندیش ترین ایرانیان هم با جوانی با سر و شکل سامان مشکل دارند و ممکن است از اینکه کسی مثل او الگوی فرزندانشان بشود راضی نباشند. ولی او چنان خوب در قالب برنامه جا می افتد که تصور پارازیت بدون او تقریباً غیرممکن است. شاید انتخاب آرایشی رسمی تر و «ایرانی پسند تر» برای شخصیت او دغدغه تهیه کنندگان این برنامه بوده باشد، ولی گمان من اینست که استفاده از سامان اربابی با همین نوع پوشش و آرایش به دو دلیل بهترین گزینه بوده است. اول اینکه زبان غیر رسمی و نامتعارف برنامه (نامتعارف حداقل برای ما ایرانی ها) شخصیت هایی غیرمتعارف را نیز میطلبد. دوم—و مهمتر—اینکه ما ایرانی ها شدیداً نیازمند شخصیت های جذابی هستیم که طبق معمول اطو کشیده نباشند. یکی باید ما را از قالب خشکِ کت و شلواریمان بیرون بیاورد و کراوات محکمی را که دارد فرهنگ ما را خفه میکند کمی شل کند. سامان اینکار را خوب انجام میدهد.

یادم می آید که در یکی از برنامه ها کامبیز پس از شوخی با مایلی کهن به سامان گفت «تو هم معتادی». پیش خودم گفتم اگر سامان واقعاً معتاد باشد فکر میکنم یکی از محبوب ترین معتاد های ایران است. خیلی محبوب تر از واعظانی که این جلوه در محراب و منبر میکنند ولی برای آن کار دیگر حتی منتظر خلوت هم نمیشوند.

Advertisements