باز هم برنامه پرگار و باز هم خانم شادی صدر (1). پیش از اینکه این نوشته را بنگارم از خودم پرسیدم که چرا هر دو نقد من درباره برنامه پرگار از تلویزیون بی بی سی مربوط به خانم صدر است. من پاسخم را دریافتم؛ امیدوارم که خواننده این سطور نیز پس از پایان این مقاله آنرا دریابد.

خانم صدر مقاله ای نوشته با عنوان «چه فرقی است بین امام جمعه تهران و سایر مردان ایرانی؟» (2) که دستاویزی شده برای میزگرد تلویزیونی پرگار. در این برنامه او از مقاله اش دربرابر نقد حسین باقر زاده و سوالات دو مهمان دیگر دفاع میکند و مواضعش را تشریح میکند. خانم صدر در مقاله اش میگوید که نمیتوان «در ایران پسری تازه به سن بلوغ رسیده بود و بزرگ و بالغ شد، بی آنکه به زنان متلک گفت»، و از این رو تمام مردان ایرانی—و نه فقط متحجران مذهبی—در ظلم به زنان شریک هستند، و کسانی که به سخنان حجت‌الاسلام صدیقی امام جمعه طهران (3) ایراد میگیرند باید اصلاح را از خودشان شروع کنند. آن بخش از سخنان خانم صدر که در آن همه به دیدن معایب خودشان تشویق میشوند و دمکراسی در گرو شروع از خود تصویر میشود حرف حساب است و جواب ندارد.

مشکل از آنجا آغاز میشود که پسر نوجوان ایرانی برای پدیده متلک گویی متهم میشود. واقعیت اینست که متلک گویی—بنا به شهادت خود خانم صدر—پدیده ای همه گیر در میان نوجوانان ایرانیست و با عرض معذرت از ایشان تنها به پسران هم محدود نمیشود. ولی اگر بخواهیم دختران متلک گو را در این مورد خاص کنار بگذاریم و تنها به پسران بپردازیم باز هم متهم کردن پسران چیزی جز سطحی نگری ای عقده گشایانه نخواهد بود. اگر پدیده ای تا این اندازه همه گیر باشد که تقریباً تمامی مردان ایرانی در دوران بلوغ به آن مبتلا باشند ریشه یابیش دقتِ نظر و عمق نگری بسیار بیشتری میطلبد و اتهام زنی های پرخاشگرانه جز عکس العمل های احساسی و تدافعی در پی نخواهد داشت. جستجویی کوتاه در اینترنت نشان میدهد که اکثر مردان بلافاصله صف خود را از متلک گویان جدا کرده و از آنان تبری میجویند و وجود مردانی مثل خود را دلیلی بر بطلان ادعای خانم صدر میشمرند. ولی واقعیت اینست که تبری جستن از پدیده ای که بقول خانم صدر قاطبه پسران نوجوان ایرانی را مبتلا کرده ضرورتی ندارد و قبول متلک گویی در گذشته نباید مایه سرافکندگی کسی باشد. مسأله اینجاست که عوامل اجتماعی بسیاری دست به دست هم میدهند تا به پسر نوجوان متلک گویی را بیاموزند، و محکوم کردن خود پسران برای این مشکل سطحی ترین راه حل است. هستند کسانی که دخترخانم ها را نیز در این میان بی تقصیر نمیدانند و بدون تشویق های مستقیم و غیر مستقیم آنان شیوع این پدیده را غیرممکن میابند. خود من دخترخانم هایی را دیده ام که وفور دریافت متلک در خیابان را گواهی بر جذابیت و زیبایی خود قلمداد میکنند و به آن میبالند. واضح است که صاحب چنین تفکری مشتری توجه پسران است و چه با نحوه پوشش و چه با نوع رفتار آنان را به متلک گویی تشویق میکند.

نکته  اینجاست که اینکه ما بخواهیم روزی خیابان های کشورمان مثل کشورهای غربی از پدیده متلک گویی پاک شود چیز خوبیست ولی نمیتوان در جامعه ای که همه چیزش ایرانیست  تنها در یک مورد خاص با استاندارد های غربی قضاوت کرد و پیش زمینه های فرهنگی و اجتماعی آنرا نادیده گرفت. پسر نوجوان ایرانی که اجتماع تفریحی بجز خیابان گردی و تماشای جنس مخالف برایش مهیا نکرده مستحق سوزن خانم صدر نیست. کسی که مستحق سوزن است روشنفکر و فعال اجتماعی ماست که با تمرکز بر علامت بیماری، اذهان مردم را از توجه به خود بیماری منحرف میکند و اتهام زنی های جدل آفرین را بجای ریشه یابی منطقی می نشاند. مستحق سوزن   دستگاه های عریض و طویل فرهنگی و آموزشی ما هستند که با این همه سرمایه و امکانات در ارائه الگویی مناسب برای رشد به پسربچه ها کوتاهی کرده اند. برای نوجوانی که در جامعه ای متلک گو و در میان دوستانی متلک گو بزرگ میشود یافتن مسیری دیگر برای بلوغ بسیار مشکل است. این وظیفه اجتماع، بخصوص روشنفکران و فرهیختگان است که با جایگزینی الگوهای صحیح بلوغ، گزینه های بهتری از متلک گویی در برابر نوجوانان بگذارند و آنها را در یافتن مسیرِ صحیحِ رشد یاری دهند. در جوامع پیشرفته تعریف الگوی صحیح بلوغ برای نوجوانان وظیفه اندیشمندان و حاکمیت است و برعکسِ ایران آنان نوجوانان معصوم و نورسته را بخاطر فقدان این الگو محاکمه نمیکنند، بلکه به نقش تعیین کننده خود در این مسیر واقفند و به آن عمل میکنند.

واقعیت اینست که زمانی که اجتماع تمام فعالیت های فرهنگی و اجتماعی پسران و دختران را از کودکی جدا میکند و محیطی سالم برای همکاری آنها در کنار هم مهیا نمیکند تنها چبزی که آنها در دوران بلوغ در یکدیگر میبینند جنسیت است.  وقتی پسربچه ای از کودکی دختری بجز خواهرش نمیبیند در دوران بلوغ هر شخص مؤنثی پیش از هر چیز برایش صرفاً موجودی با جذابیت جنسی خواهد بود. بنابراین اگر فعالان حقوق زن براستی خواهان ریشه کن شدن پدیده متلک گویی هستند بهتر است بجای متهم کردن پسران نوجوان بفکر مهیا کردن زمینه فرهنگی مناسبی باشند که در بستر آن پسران و دختران بتوانند فعالیتهای اجتماعی مختلف را در محیطی سالم از کودکی در کنار یکدیگر انجام دهند و با رشد در کنار یکدیگر بیاموزند که جنس مخالف تنها هویتی جنسیتی ندارد بلکه مجموعه ایست یگانه از تفکرات و استعدادها و توانایی های منحصر بفرد که لایق احترام است نه متلک.

با اینکه من خانم صدر را بانویی باهوش و سخنور میبینم، روشی که برای احقاق حقوق زنان ایران برگزیده اند را کارآمد نمیابم. در بخشی از برنامه پرگار خانم صدر صراحتاً مردان را به شکنجه گران مانند کردند که باید مجازات شوند. اولاً با توجه به اینکه در جامعه ایران هنوز مردان صاحب قدرتند، ایشان با تکیه بر کدام پشتوانه فرهنگی و اجتماعی و اختیار کدام اهرم قدرت خواهان مجازات آنان میشوند؟ ثانیاً، این نوع نگاه اصولاً بهیچ روی شایسته شخصی با توانایی های خانم صدر نیست و از ایشان چهره بانویی عقده ای تصویر میکند. کسی منکر این نیست که مردان زیادی در طول تاریخ به زنان ظلم کرده اند، ولی همانطور که آقای باقرزاده هم در طول برنامه اشاره کردند مادرشوهر های زیادی هم بوده اند که عروسانشان را عذاب داده اند؛ آیا  خانم صدر قصد دارند که عروسان را هم بر علیه مادرشوهران متحد کنند و از آنان انتقام بکشند؟! براستی آینده ای که خانم صدر برای تحققش تلاش میکنند چه نمایی دارد؟! ایده مجازات تمام مردان بخاطر ظلم برخی از آنان با کدامیک از موازین دمکراسی همخوانی دارد و چه نوع تعاملی بین زن و مرد را ترویج میکند؟ خانم صدر با برانگیختن زنان بر علیه مردان به دنبال چه هستند؟ آیا تصور نمیکنند که با ایجاد یک آگاهی کاذب در ناخودآگاه زنان نه تنها به رابطه شان با شوهرانشان ضربه میزنند بلکه مردان را هم از آزادی دادن به زنان میترسانند؟ حقیقتاً تفاوت نوع فکر خانم صدر با سیاستمدارانی که بخاطر اشتباه معدودی، نسل کشی به راه میندازند چیست؟ آیا القاء مطالبی مثل اینکه حتی مردانی که مدافع حقوق زنان هستند هم به اندازه امام جمعه طهران صداقت ندارند به انزوای خانم صدر نخواهد انجامید و مدافعان حقوق زنان را از ایشان رنجیده نخواهد کرد؟ چگونه از مردانی «که در صف آزاردهندگان جنسی جای نمیگیرند» انتظار دارند که صف خود را جدا کنند زمانی که خودشان آنها را به دورویی متهم میکنند؟ و آیا سخنان تند اینچنینی به یارگیری برای احقاق سریعتر و قویتر حقوق زنان کمک خواهد کرد یا اینکه دوستان را پراکنده کرده و به ضرر زنان ایرانی تمام میشود؟

ایشان در برنامه پرگار از فروکاستن آزار جنسی به متلک گویی شکایت میکنند در حالی که خود ایشان بخش اعظم مقاله شان را به همین موضوع اختصاص داده اند. ایشان همچنین از ناسزاهایی که بار جنسی دارند شکایت میکنند که چرا بر فاعلیت مرد در آزار جنسی تأکید دارند! اولاً اینگونه ناسزاها مختص ایران نیست و در غرب هم وجود دارد. ثانیاً اگر دلمشغولی خانم صدر بعنوان یک فعال برجسته حقوق زن نابرابری فحش های رایج است ایشان میتوانند ابتکار عمل را بدست بگیرند و فحشهایی که بر فاعلیت زنان در آزار جنسی تأکید میکنند ابداع کنند و رواج دهند!

به امید اینکه فعالان حقوق زنان احقاق حقوق خانم های ایرانی را از مسیر دشمنی کور با مردان و «جنگ قدرت» با آنان دنبال نکنند و اهدافشان را به مسائلی سطحی نزول ندهند.

مآخذ

1)

http://www.bbc.co.uk/persian/tv/2010/02/000000_ptv_pargar.shtml

2)

http://www.mardomak.org/news/Shadi_Sadr_On_Boobquake/

3)

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8901270510

Advertisements