دوست عزیزی در واکنش به پیام دوم تیرماه مرکز جهانی بهایی در ارتباط با حوادث اخیر ایران، نظر زیر را در این بلاگ ابراز کرده بودند:

 

این مسخره‌ترین چیزی است که می‌توان متصور شد. اگر بهائیان در جنبش آزادیخواهی مردم ایران هیچ شرکتی نداشته باشند و خود را از امور سیاسی دور نگاه دارند فردا که در ایران اوضاع تغییر کرد نمی‌‌توانند توقع داشته باشند که از حقوق برابر شهروندی برخوردار باشند. حزن و اندوه فراوان بدون عمل به چه درد مردم ایران که فوج فوج کشته و دستگیر میشودند دارد؟ چگونه ایران قرار است مرکز نور شود اگر همه ایرانیها بهائی و غیر بهائی برای آزادی و عدالت و دمکراسی تلاش نکنند ؟

 

 

بد ندیدم که پاسخ به این دوست عزیز را با دیگر عزیزانی که ممکن است ابهامات مشابهی در ذهن داشته باشند نیز در میان بگذارم.

 

دوست عزیز ناشناس؛

نوع مشارکت بهاییان در جنبش آزادیخواهی ایران برای بسیاری از هموطنان که با آموزه ها و فعالیت های بهاییان آشنایی ندارند غالباً مبهم و نامأنوس است. البته جنبش آزادیخواهی مردم ایران پس از انتخابات اخیر آغاز نشده که با اندازه گیری مشارکت بهاییان در راه پیمایی ها و اعتراضات بخواهیم میزان همراهی آنان را با این جنبش بسنجیم. این جنبش زمانی آغاز شد که سید علی محمد باب ندای ترک تقالید و تعصبات سر داد و ایرانیان را به تکیه بر عقل و فکر خویش و جستجوی مستقل حقیقت فراخواند. زمانی که طاهره قرة العین جانش را بر سر احقاق حقوق زنان گذاشت و زمانی که بهاء الله به پیشوا و منادی راستین تحمل و مدارا و وحدت در کثرت تبدیل شد. بهاییان از همان زمان که بخاطر اعتقاد به این آموزه ها و تلاش برای گردآوری ابناء بشر زیر چتر انسانیت و تحقق جدایی دین از سیاست سینه به گلوله سپردند و سر به دار شدند منادی آزادی ایران و ایرانی بودند. اگر جنبش آزادیخواهی مردم ایران برای شما دوست ارجمند پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری شروع شده، برای بهاییان داستانی صد و شصت ساله است. ولی بهاییان در این مسیر هیچگاه ایرانیان را بخاطر سکوت در برابر » فوج فوج کشته و دستگیر» شدنشان به سیاق شما تهدید نکردند که: » فردا که در ایران اوضاع تغییر کرد نمی‌‌توانند توقع داشته باشند که از حقوق برابر شهروندی برخوردار باشند». اگر بهاییان ظلم و شکنجه و تبعیض را به جان خریدند و از عقایدشان عقب ننشستند به خاطر عشق به شما دوست ناشناس و دیگر هموطنان آشنا و ناشناس بوده، نه به نیت سهم خواهی و منافع احتمالی آینده. شما در هیچکدام از پیام های بیت العدل چیزی جز تکرار ترجیع بند «خدمت به وطن» و «همیاری با هموطن» و استقامت و دعا نمی بینید.

 

دوست عزیز ناشناس؛

اگر در فردای ایران که به قول شما «اوضاع تغییر کرد» باز هم بنا باشد که عده ای بر اساس تصورشان از میزان مشارکت گروه ها به آنها سهم بدهند و هر که را که بخواهند محروم کنند مطمئن باشید که اوضاع چندان تغییر نکرده و ایران ما فرق زیادی با آنچه امروز هست نخواهد داشت. ایران فقط زمانی تغییر خواهد کرد که ایرانیان بیاموزند بر اساس احساسات لحظه ای و فضایِ تندِ زود گذر تصمیم نگیرند و قضاوت نکنند. اینگونه نباشد که سی سال نسبت به ظلم به هموطن شان بی اعتنا باشند ولی به طرفة العینی مسحور عظمت موجِ برخاسته شوند و چشم بر فداکاریها و پایداریهای کسانی که در این سی سال برای آزادی ایران آهسته و پیوسته قدم برداشتند ببندند. دیر آمده، زود نخواهند بروند و تا چند راهپیمایی و تظاهرات را دیدند به دنبال خط و مرز کشیدن و تهدید کردن نباشند. از هیچکس بت نسازند که بعد سرخورده شوند. با کسی بی دلیل دشمنی نکنند که بعد خجل باشند. قانون را فصل الخطاب بدانند و حتی خودشان را مستثنی نکنند. از تاریخ درس بگیرند و نگذارند که امواج خروشان اعتراضات مردمی آنان را به ورطه اشتباهات گذشته بیندازد.

 

با آرزوی موفقیت برای شما دوست خوب و تمام هموطنان آزادیخواهم

 

Advertisements