زمانی كه كوشش های سواد آموزی جمهوری اسلامی مورد تقدیر نهادهای بین المللی قرار گرفت (1)، بهاییان هم امیدوار شدند كه بزودی زمینه رشد علمی آنان نیز فراهم شود و محدودیتهای پیش روی آنان برای ادامه تحصیل مرتفع گردد. از آنجا كه این امیدواری از حد آرزو فراتر نرفت بهاییان به تأسیس موسسه علمی خودشان دست زدند تا افق دانش جوانانشان را گسترش دهند. اما این موسسه بارها مورد هجوم مأموران امنیتی واقع شد و بسیاری از كتب و وسائل آن ضبط گردید؛ اخیراً هم اضافه بر ضبط لوازم آموزشی، حدود چهارده  نفر از دست اندركاران این موسسه نیز دستگیر شده اند (2). سوالی كه در این رابطه به ذهن میرسد اینست كه علت وحشت مسئولین از باسوادی بهاییان چیست؟ مسئولین امور سالها بهاییان را به جاسوسی برای این و آن متهم كردند، ولی به چشم خود دیدند كه در موسسه علمی بهاییان هیچ رشته ای كه به هیچ شكلی به این امور مربوط شود تدریس نمیشود. هر چه هست علوم پایه هست و كامپیوتر و عمران و رشته هایی نظیر آنها (3). پس چه دلیلی برای اصرار بر تعطیلی آن وجود دارد؟ آیا در دنیایی ایده آل اینهمه علاقه و انگیزه ای كه بهاییان برای تحصیل و مشاركت در سازندگی كشورشان نشان میدهند شایسته تقدیر نیست؟ آموختن رشته هایی مثل عمران چه نتیجه ای بجز آبادانی کشور خواهد داشت که تحصیل آن هراس مسئولین را در پی دارد؟

جوانان بهایی شیراز که دوش به دوش دوستان غیر بهایی شان به آموزش و پرورش کودکان محروم شیرازی میپرداختند (4) خود از تحصیلات رسمی دانشگاهی محروم بودند.  جوانانی که با عمل نشان دادند که اندوخته های علمیشان را جز برای خدمت نمیخواهند اکنون از تحصیلات غیر رسمی نیز محروم شده اند. حقیقتاً چه کسی از این محدودیت ها ضرر خواهد کرد؟ قربانیِ سیاستِ  تبعیض آمیزِ بیسوادی آموزی که حاکمیت در قبالِ بهاییان پیش گرفته همه کسانی خواهند بود که میتوانند از روحیه خدمت آنها بهره مند شوند. امید است بهاییانی که تنها جرمشان عطش وافرِ آموختن و خدمت است هرچه زودتر آزاد شوند و محدودیتهای تحصیلی آنان برداشته شود.

1)

 http://nhztkurdistan.org/iran_lrc.asp

2)

http://news.persian-bahai.org/story/270

3)

http://bihe.org/

(4

http://news.persian-bahai0.info/story/14

Advertisements